ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)

77

لمعات الهيه (فارسى)

بمشاركات آن ، به اين معنى كه گفته نمىشود شىء متعيّن و ممتاز است مگر در صورتى كه ملاحظه شود مشاركت با چيز ديگر در معنائى از معانى ، و در مفهومى از مفهومات . از اين جهت است كه گفته‌اند : نسبت در ميانهء تشخص و امتياز ، عموم و خصوص من وجه است ، به اين معنى كه گاهى در يك جا جمع مىشوند ، و آن در صورتيست كه شىء متشخص باشد ، و ملاحظه شود مشاركت آن ، با چيز ديگر در معنائى از معانى ، و گاهى تشخص متحقق مىشود بدون امتياز ، در صورتى كه شىء متشخص باشد و مشاركى از براى آن نباشد ، و يا ملاحظهء مشاركت نشود . و گاهى امتياز متحقق مىشود بدون تشخص ، در صورتى كه شىء متشخص نباشد ، و ممتاز باشد از غير خود ، مثل معنى انسان كه ممتاز است از معنى فرس با اينكه هردو مشارك در معنى حيوانيت ميباشند . تنبيه " [ اقامه برهان بر عينيت تشخص و تعيّن ] مخفى نماناد كه تعيّن و تميّز مثل تشخص ، گاهى حاصل مىشوند بنفس ذات آن شىء ، مثل معنى ناطق كه ممتاز است از معنى صاهل بنفس خود ، و مثل معنى جوهر كه ممتاز است از معنى عرض بنفس خود ، و مثل واجب الوجود كه ممتاز است از ساير اشيا بنفس ذات مقدس خود ، چنان كه مانحن فيه است و به زودى مبرهن خواهد شد . بعد از تحقيق اين لمعه و تمهيد اين مقدمه مىگويم : در لمعات سابقه محقق گرديد كه تشخص عين وجود است بحسب ذات و هويت ، و غير وجود است بحسب معنى و مفهوم ، و در مسألهء سابقه محقق شد كه واجب الوجود بالذات ، حيثيت ذاتش و تمام حقيقتش عين وجود است ، پس حيثيت ذاتش عين حيثيت تشخص نيز مىباشد ، و چون حيثيت تشخص عين حيثيت تعيّن و تميز است در نزد ملاحظهء مشاركات ، به اين معنى كه آنچه كه مناط امتناع صدق بر كثيرين است همان بعينه كافى است در تميز از مشاركات ، و محتاج بانضمام امر ديگر نيست ، و اين معنى از ضرورياتست ، نمىبينى كه ( زيد ) به آنچه متشخص است به همان بعينه ممتاز است از ( عمرو ) و ( بكر ) و غير ايشان ، و در لمعات سابقه گذشت كه وجود مشترك معنويست در ميانه موجودات ، پس بر واجب الوجود صادق مىشود كه متعين و متميز است ، و ليكن بنفس ذات خود ، زيرا كه حيثيت تشخص عين